السيد علي الشهرستاني ( مترجم : هادى حسينى )

72

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى )

اسلام ميان قريشيان تنها هفده نفر كتابت را خوب مىدانستند و در اوْس و خَزْرج ساكن مدينه ، يازده نفر نوشتن را از همسايگان يهودشان ياد گرفتند » . اگر اين سخن درست باشد و شمار نويسندگان از اين تعدادِ اندك فراتر نرود ، بايد در ميانِ غير آنان كمتر از اين يا معدوم باشد . . . « 1 » . سخن احمد امين در فجر الإسلام در اين راستا گذشت « 2 » . دكتر صبحى صالح در علوم الحديث ومصطلحه مىگويد : هنگامى كه دريابيم تكيه صحابه در حفظ حديث تنها بر خاطر سپارى آن در سينه‌ها تكيه مى كردند نه بر نوشتن بر خطها ، لازم است براى علّتِ آن ، در پى انگيزه هاى غير كليشه اى باشيم نه توجيهات ديرينه اى كه پژوهش‌گران هرگاه كه به اين موضوع مىپردازند - از سر عادت - به آنها اشاره مىكنند . نمىتوانيم پيرو پندار آنان باشيم در اينكه كمى تدوين حديث - در عهد پيامبر - در درجه نخست ، به كمبود وسايل كتابت بر مىگردد ؛ زيرا اين كمبود ، به اين حد مبالغه‌آميز نبود . در هر حال ، كمبود نسبى ابزار نگارش يكى از عواملِ ترك تدوين حديث مىتواند باشد ، ليكن بىگمان تنها عامل نيست . ندرتِ اين ادوات ، صحابه پيامبر را از اين باز نداشت كه سختىها و دشوارىها را بر خود هموار سازند و همه قرآن را در پالان شتران و شاخه‌هاى خرما و استخوان شانه و پشت و قطعه‌هاى پوست بنويسند . اگر انگيزه‌هاى نفسى براى تدوين حديث ، از نظر شور و توان ، به پايه انگيزه‌هايشان براى كتابت قرآن مىرسيد ، وسايل آن را فراهم مىساختند و هر راهى را كه لازم بود مىپيمودند ، ليكن آنان از پيش خود و با رهنمود پيامبر ، در

--> ( 1 ) . دراسات فى الكافى والصحيح : 14 ؛ دراسات فى الحديث والمحدثين : 17 . ( 2 ) . نگاه كنيد به : فجر الإسلام : 13 - 14 .